برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
صلح جهانی را نه نزد کولیان و نه هیچ کجای دیگر پیدا نخواهی کرد اگر خودت لایق آن نباشی، اگر شرور و مغرور باشی و از زندگی عطیه بخواهی بدون آن که حاضر باشی بهایش را بپردازی.
قسمتی از خطابه ی داستایفسکی درباره ی پوشکین
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
یکی وضع موجود را "سخره" ای برای بالا رفتن و فرار میدانست و معتقد بود کسانی که نتوانند خود را بالا بکشند به جهنم و قهقرا سقوط میکنند.
یکی اشکال را در مدیران بی سواد میدانست و معتقد بود آنها حتی از سوی دشمنان "اقفال" نیز میشوند.
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
«ما میگیم موتور سرقتیه شما میگی مدارک جناب سروان؟»
دقیقا همین قدر پرت از مرحله تشریف دارن برخی.
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برخی اوقات حواست پرت میشود و یادت میرود در چه دنیایی زندگی میکنی. بعد چند نشانه ی بعضا تکراری جلوی چشمت ظاهر می شود و باعث میشود آن خوش بینی خطرناک، دوباره جایش را به واقع بینی همیشگی بدهد. شاید کمی غم انگیز اما بسیار حس خوبیست این، اگر واقعی باشد.
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
آن کس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند
مولوی (برخی نیز آنرا منسوب به خواجه عبدالله انصاری دانسته اند)
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
نمیدانم قبلا گفته بودم یا نه اما به شدت از این حرکت در صحبت بدم می آید که چیزی سه بار تکرار شود. مثلا میگویند:«شاید شاید شاید ما یه چیزی رو در نظر نگرفتیم» یا «وقتی چیزی رو بخر که واقعا واقعا واقعا بهش نیاز داری» یا «مطمئن مطمئن مطمئن باش که واسه شروع کردن دیر نیست».
بزرگوار، یک بار گفتن کافیست. دوبارش زیادی می شود دیگر. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که سه بار چه بلایی سر روح و روان آدم می آورد!
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی
برچسب:
نویسنده: پرهام خلیلی